سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

ایران اسلامی

ادامه

قتل های زنجیره ای و شهید سعید اسلامی1

متن کامل سخنرانی جنجالی روح الله حسینیان درباره قتل های زنجیره ای

آن چه در ذیل می‏خوانید ادامه متن کامل سخنرانی حجت الاسلام روح الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در جمع طلاب مدرسه حقانی است.

ما آنها واقعا عین این جریان دانشگاه خودشان به ‏وجود آوردند حالا می‏گویند و مدعی شدند. نمی‏دانم پریروز خواندید یا نه در روزنامه «صبح امروز». می‏گوید این جریان ‏دانشگاه به وجود آمد که جناح راست، جناح محافظه‏کار، دست به یک کودتا بزند. واقعا پررویی، بی‏شرافتی، هر چیزی از ‏این قبیل آخر تا چه حدی، که خودشان یک ماجرایی را به وجود بیاورند و خودشان هم مدعی می‏شوند و همه اینها واقعا ‏پیرو و دنبال همان قضایا هست. برادران آدم نمی‏داند به کی درد دل بکند.
 آقای سعید حجاریان، من واقعا در جریان نبودم. ‏چند وقت پیش شک کردم و گفتم این سعید حجاریان که خط و خطوط اصلی را داده ببینیم کی هست، به بعضی از ‏دوستان گفتم و به پرونده‏اش نگاه کردیم، سعید حجاریان خانمش هشت سال به خاطر عضویت در سازمان مجاهدین ‏خلق قبل از انقلاب محکومیت زندان دارد. برادر خانمش ده سال محکومیت دارد. حالا یک کسی این‏جوری می‏آید مشاور ‏رئیس جمهوری می‏شود، همه خط و خطوط را آن می‏دهد، کمیته شایعه و کمیته اجرایی را او هدایت می‏کند و درست ‏می‏کند و آن ماجراها و این اتفاقات را دارد برای کشور هر روز بحران به وجود می‏آورد. هیچ‏کس هم نیست که به داد این ‏ملت برسد، به داد این حکومت برسد، به داد این انقلاب برسد که بابا بیایید اقلاً سابقه این سعید حجاریان را به مردم ‏بگویند. واقعا بنده آن تحلیلی را که از اول داشتم با آخرین اطلاعاتی که آقای نیازی به بنده دادند، همان تحلیل است و این ‏قتل‏ها و ماجراها، معذرت می‏خواهم حتی نام یکی از روحانیون مجمع را برده آقای موسوی و گفته ما بعضی از کارهایمان ‏را در این قتل‏ها با این‏ها مشورت کردیم. خب چرا نمی‏آیند این آقا را احضارش بکنند و با او برخورد بکنند و در بیاورند این ‏مطلب را؟ اگر از جناح راست کسی این حرف را می‏زد، پدرش را در می‏آوردند. واقعا آدم نمی‏داند که چرا در حکومت ‏اسلامی رهبری این قدر مظلوم باشد. البته عزت و ذلت دست خداست.
 این همه علیه رهبری اینها فعالیت کردند، تبلیغ ‏کردند، دیدید که تا مردم احساس نگرانی کردند، چگونه از رهبری حمایت کردند و چه جمعیتی در تهران آمده بود که ‏بی‏شک بنده می‏توانم ادعا بکنم که بعد از بیست و دوی بهمن که هر سال جمعیت فراوانی می‏آید، بعد از فوت حضرت ‏امام و تشییع جنازه امام(ره) تاکنون چنین جمعیتی به حمایت رهبری و نظام و انقلاب جمع نشده بودند. عزت و ذلت ‏دست خداست. اما ما هم یک وظیفه‏ای داریم. به هر حال آن چیزی که بنده به نظرم رسید و به نظر می‏رسد گفته‏ام، ‏خواهم گفت و می‏دانید که اینها خرج هم دارد چاره‏ای هم نیست. به هر حال یک کسی دست داده، یکی پا داده، یکی ‏جان داده، یک کس هم باید آبرو و شخصیت خودش را بگذارد و بیاید و از رهبری دفاع بکند. واقعا آدم غمگین می‏شود که ‏در زمانی که حکومت مال اسلام است، باز اسلام اینقدر مظلوم است. من یک نکته دیگری هم… (یکی از حضار سوال ‏می‏کند. مفهوم نیست، ظاهرا سوال این است که در چنین شرایطی چرا مقام معظم رهبری با این جریان برخورد ‏نمی‏کند؟) مقام معظم رهبری به نظر می‏آید که واقعا بهترین داریت را نشان دادند. فرض کنید یک سال قبل همین موقع ‏مقام معظم رهبری می‏خواست خودش را وارد صحنه بکند و درگیر بشود، چه اتفاقی می‏افتاد؟ آیا ذهن‏های حتی شماها ‏هم آمادگی داشت تا مثلاً الان؟ قطعا این‏جور نبود. مقام معظم رهبری با درایت کامل این پرونده را، بالاخره این پرونده هم ‏جوری نیست که همیشه مخفی بماند. یک روزی این جریانات کشف خواهد شد و رسوائیان رسوا خواهند شد و خدا هم ‏همیشه «من غیر لا یحتسب» حامی و پشتیبان است. خود بنده واقعا عرض می‏کنم هیچ حدس نمی‏زدم یک چنین ‏جمعی، می‏دانستم جمعیتی می‏آیند و خود من اگر دویست هزار جمعیت، به هر حال رهبری است، ولی خیلی بیش از ‏این حرف‏ها بود. واقعا یک دستی غیبی پشت این انقلاب است. رهبری هم صحیح دارند عمل می‏کنند. زمان حضرت امام ‏هم همین طور بود. حضرت امام تا نهایت آن جایی که امکان داشت، از بنی‏صدر حتی حمایت می‏کردند و تا آن روزهای آخر ‏هم امام می‏فرمودند: «بنی‏صدر، رئیس جمهور ما، پسر ملای بنی‏صدر همدانی است.» مصلحت هم نیست که حالا نظام ‏با، جمله‏ای که خود مقام معظم رهبری به من فرمودند این که رهبری یک وظیفه‏ای دارد که دولت و رئیس جمهور خودش ‏رو که نمی‏تواند بیاید درگیر شود، و به من هم این اخطار را کردند و گفتند که شما خودتان می‏دانید، ولی بنده به هر حال ‏باید از کیان دولت حمایت بکنم و اگر بخواهم چیزی بگویم، البته ایشان تأکید کردند و فرمودند تا زمانی که دولت رویاروی ‏انقلاب و اسلام قرار نگرفته من وظیفه خودم می‏دانم که مثل حضرت امام از دولت حمایت بکنم و شما یک وقتی خلاصه ‏مواظب خودتان باشید، اگر علیه دولت و رئیس جمهور چیزی گفتید، به خودتان مربوط می‏شود. خب من پای همه چیزها ‏ایستادم و روزی که 15 اسفند بود، این خاطره فراموش‏نشدنی، همین اعتراض شما را من به مرحوم بهشتی کردم و آمده ‏بودند و شعار می‏دادند مرگ بر … کفایت سیاسی را طرح کرد، تصویب کرد و حتی موافقین بنی‏صدر هم جرأت نکردند ‏مخالفت بکنند و رأی ممتنع دادند و به راحتی و خیر و خوشی قضیه حل شد و تمام شد. ‏
حالا من از ماجرای روز یکشنبه(78/4/20) دفتر آقا مطلبی را خدمت شما عرض بکنم، که شما مطمئن باشید که مقام ‏معظم رهبری حساس هست و خودش دارد به خوبی هدایت و رهبری می‏کند. ببینید توی جریان چهارشنبه [23 تیر] واقعا ‏جمعیت بی‏انتهایی که شرکت کرده بود، من یک ساعت تمام در یک خیابان جمعیت با سختی عبور کردم، یک عکس آقای ‏خاتمی بود؟! این خیلی پیام داشت. این جمعیت، همه عکس‏های مقام معظم رهبری بود. عصر روز یکشنبه در هیأت ‏دولت بحث می‏شود و سه تا تصمیم می‏گیرد. یک: روزنامه سلام باز شود. دو: آقای لطفیان بر کنار شود. سه: فرماندهی ‏تام‏الاختیار نیروهای انتظامی به دست وزیر کشور سپرده شود. ‏چ
این ماجراها توطئه‏ای بود همش برای همین و وزارت اطلاعات را که اینها داغون کردند، وقتی سعید حجاریان سخنرانی ‏کرد و گفت که ما سنگرهای نظام را یکی بعد از دیگری در حال فتح کردن هستیم. من آن زمان هشدار دادم، مصاحبه ‏کردم گفتم مواظب باشید این حرف آقای سعید حجاریان معنادار است. وزارت اطلاعات را داغون کردند و گرفتند. سپاه را ‏که از همان اول این‏قدر با آن برخورد کردند که به اصطلاح خودشان، نظرشان این است که فرماندهان را وادار به سکوت ‏کردند. این نیروی انتظامی مانده بود. همه این نقشه‏ها هم برای این بود که نیروی انتظامی را زیر سلطه خودشان قرار ‏بدهند. نمی‏دانیم واقعیت دارد یا ندارد. حتی آقای تاج‏زاده را در نظر گرفتند به عنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب ‏بکنند(خنده حضار). این سه تا اصل را هیأت دولت تصویب می‏کند و با دفتر آقا تماس می‏گیرند که سه نفر از وزراء با آقا کار ‏دارند. آقای یونسی، آقای شمخانی و آقای مظفر. سه نفر را می‏فرستند خدمت آقا. مطالب را خدمت آقا مطرح می‏کنند. ‏آقا می‏فرمایند که آقای یونسی تو چرا آمدی شکایتت را پس گرفتی؟
 یعنی چه روزنامه سلام باز بشود؟ آخه چه کشوری ‏است شما درست کردید، که نامه «محرمانه» او باید سر از روزنامه سلام در بیاورد، روزنامه‏ها بزنند، این چه مدیریتی ‏است؟ شما اصلاً مدیریت ندارید. تا یک خطری احساس کردید آمدید و عقب‏نشینی کردید و شکایت خودتان را پس ‏گرفتید. این آقای یونسی. اما یکی دیگر این که آقای لطفیان را بردارید. آقای لطفیان چه گناهی مرتکب شده؟ اگر دلیل ‏دارید، دلیلی ثابت می‏کند که آقای لطفیان باید برداشته شود، خب بگویید. من بر مبنای شرع عمل می‏کنم و اگر ‏بی‏گناهی هم دلیل است، خب بگویید، پس باید وزیر کشور هم برداشته شود. همان اندازه آقای لطفیان در این قضیه ‏نقش داشته که به قول شما وزیر کشور داشته، خب آن هم باید برداشته شود و ثالثاً، من فرماندهی را سپرده‏ام به ‏دست وزارت کشور، کجا وزارت کشور دستور داده، تمرّد کرده نیروی انتظامی که من برخورد کنم. یک مورد شما بیاورید. ‏خلاصه مقام معظم رهبری آن‏چنان با قدرت با این سه نفر نمایندگان هیأت دولت برخورد می‏کنند که اینها می‏روند و ‏گزارش را به آقای خاتمی می‏دهند و آقای خاتمی وحشت می‏کند. خب فردا هم که قرار است آقا صحبت بکنند. اگر ‏همین برخوردی را که در جلسه خصوصی کردند، فردا هم در جلسه سخنرانی عمومی بکنند، دیگر هیچ چیزی از دولت ‏باقی نمی‏ماند. شبانه دست به دامن آقای هاشمی شدند و آقای هاشمی را فرستادند خدمت آقا که آقا بالاخره فردا ‏کوتاه بیا و آبرویمان را نبر که آقا فرمودند: «نه من که نمی‏خواهم با دولت خودم در بیفتم. منتها آقایان چرا این طوری ‏برخورد می‏کنند؟ من بالاخره تمام تلاشم بر این است که کشور آرامش داشته باشد. دولت کار خودش را بکند. مشکلات ‏دولت را من دارم کمک می‏کنم که حل بشود. اما آقایان به جای این که مشکلاتشان را حل کنند، خودشان می‏آیند برای ‏خودشان مشکل درست می‏کنند.» ‏
به هر حال مقام معظم رهبری، شما مطمئن باشید که در جریان امور هست و راه صحیح و با درایتی انتخاب کرده ‏اند. ان ‏شاء الله حقایق برای مردم، مؤمنان روشن بشود. شما مطمئن باشید. ولایت و رهبری جزء اصول مذهب تشیع و با ‏شیعیان آمیخته و ممزوج شده. شما مطمئن باشید که هر گاه خطری برای اصل انقلاب «ولایت» پیش بیاید، مردم در ‏صحنه خواهند بود. اما این دلیل نمی‏شود که ما وظیفه خودمان را نشناسیم و دست روی دست بگذاریم و به آگاهی دادن ‏که بزرگ‏ترین وظیفه و رسالت طلبه‏های امروز در سطح جامعه است، نپردازیم. چون وقت نیست من عذرخواهی می‏کنم. ‏به نماز هم می‏خواهیم برسیم. از این که زیاد صحبت کردم و می‏دانم که سؤال هم باقی است. امیدوار هستم که در ‏سال درسی آینده در مدرسه شهیدین خدمتتان برسیم و آنجا وقت بیش‏تری باشد که در خدمتتان استفاده خواهیم کرد. ‏
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ‏

منبع

http://www.nividar.com/news/537fb155b8a720298690fe2f


ارسال شده در توسط بچه ریشو