سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

ایران اسلامی

خدا رو شکر این هفته ای  که روز های آخر اون هستیم 2 خبر خیلی مهم و خوشحال کننده از دوستانم رسید

اولی که بسیار خوشحال کننده بود ولی صاحب خبر گفت که فعلا به کسی نگم .

این دوستم احتمالا از تجربیات قبلیش با دوستان .... استفاده کرده و به این نتیجه رسیده که خیلی ها محرم نیستند.! ولی در اینده همه خبردار می شن

اما خبر دوم که اون هم باعث خوشحال بود و قابل پیش بینی !!!

اقا به همه تبریک اونم ضربدر 2


ارسال شده در توسط بچه ریشو

محمید دلبندم توی مطالب ارشیو شده ها ولگردی نکن

چرا چشم چرونی می کنی ؟

 بتوچه من چی نوشتم

فضولی

مگه خودت چیز نداری بری ...........

منظورم وب بود

 تو اگه مرد بودی اسم می گذاشتی خودتم معرفی می کردی

 راستی به اون فرمانده هم می گی ولگردی می کنی توی مطالب آرشیوی ؟؟؟؟

خوب دیگه فرمانده هست اگه گفته تو یکی خفه شی حتما تو رو می شناخته

مجید دلبندم برو دستو پای بلندت رو جمع کن


 

 


ارسال شده در توسط بچه ریشو

بابا چند وقتی هست که کارم افتاده به یه ادم زبون نفهم

نه این که کارم گیرش باشه ، نه به دلایلی هر از گاهی می بینمش

به خدا دارم از دستش دیوانه می شم

بابا منو کشته

به خدا روی من رو  کم کرده

هر چی سعی می کنم نسبت به کار هاش  نظر مثبت داشته باشم نمی تونم ، به خدا رو رو کم کرده

مثلا اگه حرفی بهم می زنه و من می گم حتما حسن نیت داشته بعدا می بینم نه بابا  این امکان در حد خود صفره

اونقدر ازش دارم که اگه بخوام می تونم جلوی زنش کنفش کنم (جلوی تمام اشنا هاش) اما هر دفعه می گم نه اشتباه کردم نیتش از این کار یا این حرف حتما درست بوده و من نمی فهمم

اما بعدا می فهمم نه نیتش همون حرف بده هست

تا حالا بخاطر احترامی که برای خانمش قائل بودم ساکت بودم

و فعلا هم به همین خاطر ساکت خواهم بود




ارسال شده در توسط بچه ریشو

 

1. چند روز پیش به یک مسافرت اجباری رفتم

از اونجایی که اجباری بود مجبور شدم سوار هواپیما بشم و به اجبار مجبور شدم هزینه ای معادل 320 هزار تومان تقدیم اقای خلبان بکنم

رفتم با دفتر هواپیمایی زاگرس بود و برگشت  با دفتر هواپیمایی هواپیمای اسمان

خودمونیم خیییلی برام جالب بود 2 هواپیما در یک مسیر و با تفاوتی از زمین تا اسمان

هواپیمای رفت ما در هر ردیف 6 نفر چپیده بودند و در برگشت 5 نفر (البته بستگی به نوع هواپیما داره)

در رفت فاصله صندلی من تا صندلی جلو دقیقا از یک وجب کمتر بود !!!! صندلی ها امکان خوابیدن نداشت و مدل صندلی ها جوری بود که ادم هی داشت توش سر می خورد !!

اما در برگشت صندلی ما با صندلی جلو از یک ونیم وجب بیشتر بود و صندلی راحت می خوابید و بسیار راحت بود .

در رفت از  یکی از خدمه اب خواستم آخه خیلی تشنم بود بعد از 5 دقیقه دیدم با یک لیوان یک بار مصرف برام اب اورده ما که تشنه بودیم دوباره در خواست اب کردم و دوباره برام یک لیوان اب اورد واقعا خجالت کشیدم اندازه تشنگیم اب بخوام اخه اون موقع باید یکی لیوان هارو از جلوم جمع می کرد . شامش هم 2 ساندویچ کوچک کالباس مرغ بود با یک بسته مغز بادوم زمینی که حدود 300 تومان می ارزید و یک شکلات که روش زده شده بود 100 تومان  و دیگر هیچ

و البته در برگشت : وقتی خواستم روی صندلی بشینم یه بوطری اب معدنی بود و موقع شام سینه مرغ اوردند با اب میوه و شکلات و......

در موقع پرواز خدمه پرواز زاگرس به جای اشاره های معمول ایمنی با هم (مرد و زن) ........... (با ادبیش حرف ) میزدن و ادا در می اوردند و تا اخر دختر وپسر (خدمه پرواز) دل و قلوه تحویل می گرفتند

و اما در هواپیمای اسمان به نحو قابل فهمی نکات ایمنی رو نشون دادند

حالا خودتون بگید این غذا و اب و خدمه چه ربطی به اون 320 هزار تومن من داشت؟

 

 

 

***************************

 

2. یه روز یک بحث 2 نفره بین من و یکی از رفقا به نام .....پیش اومد

قرار شد حرف های زده شده در این بحث به کسی گفته نشه (برخی از حرف ها و من خواستم که گفته نشه چون باعث سوی تفاهم می شه)

اما 2 هفته بعد یک کسی که در این بحث فقط یک بار اسمش اومده بود پیامک زد فلانی تو چرا رفتی و ابروی من رو بردی قرار بود این ها بین من و تو باشه

ما به این دومی گفتم:" کی به تو گفته ؟؟؟ ، من این حرف هایی که تو می زنی رو نگفتم!!!!!!و فقط با فلانی این حرف ها رو زدم :.........."

هرچی پا پی شدم که بگه کی گفته لو نداد

 من فقط به یک نفر گفته بودم و اون هم اشاره کرده بودم و اون شخص هم همون ..... بود

به ...... زنگ زدم و گفتم :"چرا این حرف ها رو زدی ؟ مگه قرار نبود که به کسی این حرف ها گفته نشه؟"

تا خواستم بهش بگم "چرا به حرف هام اضافه کرد؟" وسط حرفم پرید و گفت : من نگفتم .!!!!!

واقعا ناراحت شدم و ناراحت تر

انشا الله که من اشتباه کرده باشم

 

***********************

 

3. متاسفانه بعضی از خانم ها فکر حجاب نیستند و فقط فکر پوششند (خانم ها چادری)

چند روز پیش توی اردو -که خانم ها هم بودند - دیدم که بعضی از خانم های مذهبی اصلا فکر حجاب نیستند و فقط فکر چادرشونند

مثلا : چادر خیییلی نازک می پوشن و زیرش ازاد . البته بعضی مواقع به جای چادر ، تور سیاه سرشون هست

یا این که  موقع ای که باد میاد چادرشون رو باد می بره  و زیر چادر هم که معمولا بولیز شلوارند !!!!!

 

 

*********************

از ما گفتن بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 


ارسال شده در توسط بچه ریشو

نمی دونم شما چه طور با دوستاتون رفتار می کنید اما من چند تا حرف دارم :

1. برای دوستم بیشتر از اونی که اون بخواد کمک می کنم(البته تمام توانم رو بکار می گیرم انشاالله که بتونم)

2.به دوستم اطمینان 100%دارم مگه این که خلافش رو   بگه یا این که با دلیل بسیار محکمی بهم ثابت بشه

3. اگه بشنوم که دوستم بر علیه من کاری کرده اول از خودش می پرسم و در کنارش تحقیق می کنم .

نکته : صحبت خودش برام درست هست ولی اگر خلافش ثابت بشه در رابطه با ایشون احتیاط می کنم

4. اگه حرفی در رابطه با دوستم بشنوم اول از خودش می پرسم و کنارش تحقیق می کنم

نکته : به مانند شماره 3 رفتار می کنم

5. اگر با کسی خندیدم نشانه رفاقت فابریک من با اون شخص نیست

6. امکان داره که مسائلی که احساس کنم مهم نیست رو به همه بگم ولی مسائلی رو  که بهم بگن نگو هرگز نمی گم

7.........................

راستی

من به همه اطمینان می کنم تا وقتی که خلافش با دلایل محکم ثابت  بشه


ارسال شده در توسط بچه ریشو
   1   2   3      >